نامه دوم به امام رضا علیه السلام
نامه ای به امام رضا علیه السلام
همه از کراماتت میگن همه از حاجتاشون میگن همه از براورده شدن حاجتاشون میگن اما من میخوام از دل شکستنات بگم میخوام از دست رد به سینه زدنات بگم میخوام از ناامید کردناش بگم میخوام از بی مهریاش بگم میخوام از دست خالی رد کردنات بگم. خودت میدونی ک چند ساله در خونتو میکوبم خودت میدونی چطوری دارم با زندگی میجنگم خودت میدونی ک لبه پرتگاهم خودت میدونی ک چطوری سردرگمم خودت از همه جور حال و روز این ده ساله من خبر داری فقط نمیدونم چرا باوز نمیکنی ک دیگه تحمل ندارم. به ولای علی دیگه نمیتونم.دیگه حرمت نمیام دیگه بهت توسل نمیکنم دیگه به مادرت زهرا قسمت نمیدم فک میکردم اسم مادرت ک بیاد کار تموم اما اشتباه میکردم . مگه من چی ازت خواستم ک بهم ندادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟